پایگاه خبری تحلیلی خط و نقد

وحدت اقوام، گامی استراتژیک به سوی ایران قوی

وحدت اقوام، گامی استراتژیک به سوی ایران قوی

در هفته وحدت، بازخوانی مفهوم همبستگی اقوام ایرانی، ضرورتی فراتر از نمادهای آیینی است؛ در روزگاری که دشمنان با ابزار رسانه‌ای در پی تفرقه‌اند، وحدت اقوام نه‌فقط یک ارزش فرهنگی، بلکه راهبردی ملی برای ساختن ایران قوی است.

- اندازه متن +

حامد رضایی – خط و نقد

به گزارش خط و نقد، هفته وحدت، نه تنها فرصتی برای بازخوانی مبانی اسلامی در همدلی امت مسلمان است، بلکه زمینه‌ای برای تأملی عمیق‌تر بر وحدت ملی در دل تنوع قومیتی ایران نیز فراهم می‌آورد. در روزگاری که دشمنان خارجی، با بهره‌گیری از ابزارهای رسانه‌ای، شبکه‌های اجتماعی، و تاکتیک‌های جنگ نرم، در تلاش‌اند هویت یکپارچه ایرانی را مخدوش کنند، تقویت انسجام درونی، ضرورتی راهبردی است.

ایران امروز، برآمده از تاریخ هزاران‌ساله‌ای است که در آن اقوام گوناگون، از پارس‌ها و کردها گرفته تا بلوچ‌ها، عرب‌ها، ترکمن‌ها، لرها، ترک‌ها، گیلک‌ها و مازنی‌ها، به عنوان شاخه‌های تنومند یک درخت فرهنگی واحد زیسته‌اند. این تنوع فرهنگی، برخلاف تصورات التقاطی، هرگز مانعی برای وحدت ملی نبوده است؛ بلکه برعکس، از عهد کوروش و داریوش تا انقلاب اسلامی، اتحاد اقوام ایرانی همواره پشتوانه‌ای برای اقتدار ملی بوده است.

اصل پانزدهم و نوزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به‌روشنی بر شناسایی حقوق اقوام و نفی هرگونه تبعیض مبتنی بر قومیت تأکید دارد. با این حال، تحقق عملی این اصول، نیازمند ابزارهایی پویا و مؤثر است؛ رسانه‌ها در صدر این ابزارها قرار دارند.

نفی مرزهای کاذب؛ مسئولیت رسانه در مقابله با تفرقه

در بررسی میدانی خبرنگار خط و نقد در چند استان مرزی، از خوزستان تا سیستان و بلوچستان، این نکته بارز است که القای مرزبندی‌های قومی، اغلب نه از دل مردم، بلکه از بیرون مرزها تغذیه می‌شود. در بسیاری از مناطق، همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام در کنار یکدیگر، تصویری واقعی و ملموس از وحدت را به نمایش می‌گذارد؛ اما روایت‌هایی که در فضای مجازی، عمدتاً از منابع مشکوک و رسانه‌های بیگانه منتشر می‌شوند، تلاش دارند همین واقعیت را تحریف کرده و زمینه بی‌اعتمادی عمومی را فراهم کنند.

رسانه‌های متعهد داخلی، وظیفه‌ای فراتر از اطلاع‌رسانی صرف دارند. آن‌ها باید در برابر تهاجم نرم فرهنگی، روایت واقعی ملت ایران را روایت کنند. به تعبیر یکی از استادان علوم ارتباطات که با خط و نقد گفت‌وگو کرد، «رسانه، حافظ حافظه تاریخی ملت است؛ اگر این حافظه تحریف شود، وحدت نیز به خطر می‌افتد.»

یکی از تجربه‌های موفق در این زمینه، جشنواره‌های فرهنگی با محوریت اقوام است. برای نمونه، جشنواره ملی «فرهنگ اقوام ایران» که در فصل بهار در سنندج برگزار شد، فرصت مغتنمی بود تا رسانه‌ها، چهره‌ای زنده از همبستگی فرهنگی را به نمایش بگذارند. خبرنگار اعزامی خط و نقد که در این مراسم حضور داشت، روایت‌هایی از بازدیدکنندگانی از تهران، اصفهان، خراسان و کرمان ضبط کرده است که همگی بر یک نکته تأکید داشتند: «دیدن این تنوع، ما را به ایران امیدوارتر می‌کند.»

یکی از بازدیدکنندگان می‌گوید: «موسیقی کردی، لباس‌های ترکمنی و صنایع دستی بلوچ‌ها را از نزدیک دیدم. فهمیدم که وحدت، فقط یک کلمه نیست، یک تجربه زنده است.»

یکی دیگر از رسالت‌های مهم رسانه‌ها، روایت داستان‌های موفقیت از دل مناطق محروم و اقوام کمتر دیده‌شده است. گزارشی که سال گذشته توسط خط و نقد درباره یک کارآفرین جوان در جنوب سیستان منتشر شد – مردی که با تکیه بر هنر بومی و ابتکار محلی، کارگاهی با بیش از ۳۰ نفر اشتغال‌زایی راه‌اندازی کرده بود – با واکنش مثبت گسترده‌ای در فضای رسانه‌ای کشور روبه‌رو شد.

این‌گونه روایت‌ها، نه‌تنها کلیشه‌های موجود درباره اقوام را در هم می‌شکنند، بلکه الهام‌بخش مسیرهای تازه برای توسعه بومی نیز هستند. تجربه نشان داده است که بزرگ‌ترین ابزار برای مقابله با حاشیه‌سازی‌های قومی، تقویت حس «افتخار به ایرانی بودن» در میان همه اقوام است.

مقابله با کلیشه‌ها؛ طنز، رسانه، و مسئولیت اجتماعی

اما چالش‌ها نیز اندک نیستند. در برخی رسانه‌ها و حتی برنامه‌های طنز، استفاده از لهجه‌ها یا تیپ‌سازی‌های قومی، بدون درک از بافت فرهنگی، زمینه‌ساز بازتولید کلیشه‌های منفی شده است. دکتر حسین علوی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، در گفت‌وگویی با خط و نقد هشدار داد: «حتی شوخی‌های ساده، اگر تکرار شوند، به ابزار نهادینه‌سازی تبعیض تبدیل می‌شوند.»

او افزود: «ما باید تفاوت را گرامی بداریم، نه تحقیر کنیم. رسانه‌ها نباید فقط در هفته وحدت سراغ وحدت بروند؛ بلکه باید آن را در تمام ایام سال زندگی کنند.»

در سال‌های اخیر، رشد رسانه‌های محلی در استان‌هایی مانند کردستان، گلستان، و سیستان، فرصت بی‌نظیری برای بازتاب روایت‌های بومی فراهم کرده است. این رسانه‌ها، که غالباً توسط نیروهای جوان اداره می‌شوند، بهتر از رسانه‌های مرکزگرا می‌توانند نبض فرهنگ محلی را در دست بگیرند.

بااین‌حال، چالش اصلی، تقویت این رسانه‌ها در برابر جریان‌های سازمان‌یافته خارجی است. حمایت‌های قانونی، بودجه فرهنگی، و آموزش نیروی انسانی می‌تواند رسانه‌های محلی را به سنگرهای فرهنگی وحدت تبدیل کند.

در سطح ملی، تولید مستندهایی مانند «ایران من»، یا پادکست‌های فرهنگی با تمرکز بر زندگی روزمره مردم در مناطق مختلف، نشان داده است که ابزارهای نوین روایت‌گری چقدر در تقویت انسجام مؤثرند. گزارش‌های خط و نقد در مجموعه «سفر به ایران» که از ابتدای تابستان کلید خورده، تلاش دارد از لنز دوربین و قلم گزارشگر، زیبایی‌های گمنام ایران را به تصویر بکشد.

وحدت، مفهومی دینی، اخلاقی و تمدنی

در پایان، نباید از یاد برد که وحدت قومی، تنها ضرورتی سیاسی نیست؛ بلکه ریشه در تعالیم دینی، اخلاقی و تمدنی ما دارد. اسلام، به‌عنوان دین اکثریت ایرانیان، بر «اخوت مؤمنان» تأکید دارد و پیامبر رحمت فرمود: «همه شما از یک پدر هستید، هیچ برتری جز به تقوا نیست.»

این آموزه، در کنار آموزه‌های تمدنی ایران باستان، باید در ادبیات رسانه‌ای ما بازتاب یابد. ما رسانه‌نگاران، به سهم خود، موظفیم به جای مرزبندی، پیوند ببافیم؛ به‌جای دامن زدن به تفاوت، بر اشتراک تأکید کنیم؛ و به‌جای بازنمایی شکاف، پلی بسازیم به سوی همبستگی.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *