به گزارش خط و نقد، در خیابانهای اطراف دانشگاههای بزرگ پایتخت، معمولاً رفتوآمد پرترددی از دانشجویان، استادان، و علاقهمندان به علم دیده میشود. اما آنچه در نگاه نخست به چشم نمیآید، شکاف عمیقی است که میان رشد سریع فناوریهای نوین و آگاهی عمومی از این تحولات وجود دارد. در شرایطی که هوش مصنوعی، بلاکچین، اینترنت اشیا و ابزارهای هوشمند بهسرعت در حال تغییر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی هستند، بخش قابلتوجهی از مردم هنوز تصور روشنی از این مفاهیم ندارند.
در بازدید میدانی از چند دانشگاه و مرکز آموزشی در تهران، مشاهدات خبرنگار ما حاکی از آن است که بیشتر فعالیتهای آموزشی، تمرکز محدودی بر آموزش عمومی فناوری دارند. حتی در رشتههای مرتبط، آنچه به دانشجویان ارائه میشود، بیشتر بر مباحث تخصصی و فنی متمرکز است، در حالی که جامعه نیازمند فهم عمومی، ساده و کاربردی از این فناوریهاست.
در گفتوگو با تعدادی از دانشجویان از رشتههای مختلف، این سؤال مطرح شد که تا چه اندازه خود را برای مواجهه با جهان دیجیتال آماده میدانند؟ پاسخها گوناگون بود، اما یک محور مشترک داشت: سردرگمی در برابر مفاهیم پیچیده و نبود مسیر روشن برای یادگیری مستقل. یکی از دانشجویان رشته حقوق اشاره کرد که بارها تلاش کرده درباره بلاکچین اطلاعات کسب کند، اما محتوای موجود یا بیش از حد تخصصی بوده یا فاقد انسجام آموزشی.
این مشکل به محیطهای خارج از دانشگاه نیز تعمیم پیدا میکند. در بازاری در مرکز شهر، کسبهی میانسال هنوز با ترس و تردید به ابزارهایی مثل درگاههای پرداخت دیجیتال یا حسابداری ابری نگاه میکنند. یکی از آنان با خنده میگوید: «ما هنوز با گوشی لمسی کنار نیامدیم، حالا میگن ربات و هوش مصنوعی!» همین جمله ساده، گویای یک حقیقت تلخ است: فاصله فناوری با زندگی واقعی مردم.
از سوی دیگر، گزارشهای میدانی نشان میدهد که نسل جوان – بهویژه نوجوانان – با شتاب زیادی در حال ورود به فضای دیجیتال هستند، اما اغلب بدون نظارت یا هدایت. استفاده مداوم از شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای روزمره، بدون آنکه آگاهی دقیقی از خطرات امنیتی یا فرصتهای اقتصادی این فضا داشته باشند، میتواند آنها را در معرض آسیبهای جدی قرار دهد.
در این میان، زنان نیز نقش ویژهای در گذار دیجیتال دارند. برخلاف تصور رایج، بسیاری از دختران جوان علاقهمند به ورود به حوزههای فناوری هستند، اما موانعی همچون نبود آموزش تخصصی قابلدسترس، کمبود الگوهای موفق، و فضای سنتی برخی دانشگاهها، آنها را از پیگیری این مسیر بازمیدارد.
تحلیل این وضعیت نشان میدهد که سواد فناوری باید بهعنوان یک نیاز عمومی و نه یک مهارت تخصصی در نظر گرفته شود. همچون خواندن و نوشتن، آشنایی با مفاهیم پایهای هوش مصنوعی، امنیت دیجیتال، و ابزارهای فناورانه باید به سبد آموزش همگانی اضافه شود. مدارس، رسانهها، و حتی مساجد و فرهنگسراها میتوانند در این مسیر نقش مؤثری ایفا کنند.
در همین راستا، برخی نهادها اعلام کردهاند که دورههای آموزشی کوتاهمدت و عمومی را برای تابستان برنامهریزی کردهاند، اما این اقدامات هنوز محدود و جزیرهای است. برای اثرگذاری واقعی، نیاز به یک حرکت منسجم ملی وجود دارد؛ حرکتی که آگاهی از فناوری را نه فقط برای نخبگان دانشگاهی، بلکه برای تمام اقشار جامعه به رسمیت بشناسد.
نتیجهی این گزارش میدانی نشان میدهد که اگرچه زیرساختهای فناورانه در ایران در حال رشد هستند، اما زیرساخت آگاهی عمومی همچنان عقب مانده است. آینده دیجیتال نه فقط با تولید ابزار، بلکه با تربیت کاربرانی آگاه و مسئول ساخته میشود.
گزارش: عذرا حسینی
نظر شما در مورد این مطلب چیه؟