پایگاه خبری تحلیلی خط و نقد

رسانه دیوار نامرئی خانه؛ مأموریت رسانه‌ها در دفاع از امنیت اخلاقی جامعه

رسانه دیوار نامرئی خانه؛ مأموریت رسانه‌ها در دفاع از امنیت اخلاقی جامعه

در روزگاری که نهاد خانواده زیر فشار بی‌سابقه هجمه‌های فرهنگی و اخلاقی خم شده، رسانه‌ها بیش از هر زمان دیگر باید نقشی محافظتی، آموزشی و اخلاق‌محور ایفا کنند؛ نقشی که می‌تواند میان فروریختن دیوارهای خانه یا حفظ ستون‌های امنیت اجتماعی تفاوتی حیاتی رقم بزند.

- اندازه متن +

عذرا حسینی | خط و نقد

به گزارش خط و نقد، در پیاده‌روهای شلوغ خیابان انقلاب، در سکوت سنگین پارک‌های غروب‌نشین جنوب شهر، و حتی در دنیای مجازی بی‌مرز، نشانه‌هایی از فروپاشی تدریجی امنیت روانی خانواده‌ها دیده می‌شود. خانواده‌هایی که در چرخه‌ای از تهاجم فرهنگی، نابرابری اجتماعی، بی‌ثباتی اقتصادی و خلاهای تربیتی گرفتار شده‌اند، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند فضایی برای بازسازی اعتماد، آگاهی و انسجام هستند. در این میان، رسانه‌ها – به‌ویژه رسانه‌های مسئول و متعهد – نقشی تعیین‌کننده در ترمیم این شکاف دارند. پرسش اصلی اما این است: آیا رسانه‌های امروز ایران توانسته‌اند پناهگاهی باشند در برابر موج‌های سهمگین آسیب‌های اخلاقی؟

در بررسی میدانی خبرنگار خط و نقد در مناطق متنوعی از تهران، از نازی‌آباد تا شهرک غرب، شکافی معنادار میان دغدغه‌های خانواده‌ها و محتوای غالب رسانه‌ای به‌وضوح دیده می‌شود. مادران نگران تربیت فرزندان نوجوان‌شان هستند، پدران از بمباران تصویری فضای مجازی گلایه دارند، و جوانان از تنهایی و بی‌پناهی در مواجهه با موج‌های آسیب‌زای اجتماعی سخن می‌گویند. مسئله‌ای که بیش از همه ذهن خانواده‌ها را مشغول کرده، احساس ناامنی فرهنگی و اجتماعی است؛ احساسی که زمینه‌ساز انزوا، بدبینی، خشونت خانگی، و در برخی موارد، گرایش به روابط خارج از چهارچوب اخلاقی می‌شود.

در چنین فضایی، رسانه نه فقط تریبونی برای هشدار، بلکه ابزاری برای بازسازی اعتماد اجتماعی است. تحلیل محتوای رسانه‌های جریان اصلی و شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که سهم روایت‌های تربیتی، تحلیلی، آموزشی و هنجارساز در مقایسه با موج انبوه سرگرمی‌های بی‌جهت، به‌شدت ناچیز است. به‌ویژه در حوزه خانواده، آن‌چه عرضه می‌شود بیشتر مصرف‌گرایی، فردگرایی افراطی و سبک زندگی تجملی است تا تقویت نهاد خانواده، گفت‌وگوی بین‌نسلی یا تحکیم ارزش‌های اخلاقی.

پرسش مهم آن است که رسانه چگونه می‌تواند نقش بازدارنده در برابر آسیب‌های اخلاقی ایفا کند؟ پاسخ، در بازطراحی روایت‌ها و مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای نهفته است. رسانه‌های دیداری و شنیداری می‌توانند با ساخت مستندهای واقع‌گرایانه از سرگذشت خانواده‌های در معرض آسیب، توجه افکار عمومی و نهادهای تصمیم‌گیر را جلب کنند. از سوی دیگر، برنامه‌های گفت‌وگومحور، به‌ویژه با حضور جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و خانواده‌های درگیر، می‌توانند بستری برای افزایش آگاهی عمومی و عبور از تابوها فراهم کنند. تابوهایی که گاه اجازه نمی‌دهند حتی در سطح خانواده، مسائل حساسی مانند خشونت خانگی، اعتیاد، یا روابط پرخطر نوجوانان مطرح شود.

در جریان این گزارش میدانی، در یکی از محله‌های مرکزی تهران، زنی ۴۰ ساله که نخواست نامش فاش شود، از تجربه تلخ دختر نوجوانش گفت که درگیر ارتباطاتی در فضای مجازی شده بود. او با بغض گفت: «اگر رسانه‌ها بیشتر به خانواده و آسیب‌های فضای مجازی می‌پرداختند، شاید ما زودتر متوجه می‌شدیم. تلویزیون فقط سریال‌های بی‌ربط پخش می‌کند. هیچ‌کس نمی‌گوید چطور با نوجوان حرف بزنیم.» این روایت ساده، صدای خاموش بخشی از طبقه متوسط شهری است که در هجوم سبک‌های زندگی وارداتی، رفته‌رفته احساس بی‌پناهی می‌کند.

نکته نگران‌کننده آن است که در غیاب رسانه‌های راهبردی، مرجعیت تربیتی و فرهنگی از رسانه‌های رسمی به شبکه‌های ناشناس در فضای مجازی منتقل شده است. این تغییر مرجعیت، بدون نظارت و بدون پاسخ‌گویی، نوجوان و جوان ایرانی را در معرض الگوهایی قرار داده است که اغلب با هنجارهای اجتماعی و دینی در تضادند. از رمانتیک‌سازی روابط نامشروع گرفته تا ترویج بی‌قیدی اخلاقی و حتی نرمال‌سازی فحشا با عنوان‌هایی فریبنده چون «آزادی شخصی» و «تجربه‌گرایی».

در چنین شرایطی، نقش رسانه‌های رسمی – اعم از ملی و محلی – بسیار فراتر از اطلاع‌رسانی صرف است. این رسانه‌ها باید میدان را از روایت‌های آلوده بازپس گیرند و خود به مرجع آگاهی، آموزش، و انسجام فرهنگی تبدیل شوند. بازتعریف سیاست‌گذاری رسانه‌ای بر اساس شاخص‌هایی چون «تحکیم خانواده»، «پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی» و «تقویت مشارکت خانوادگی در آموزش» باید در دستور کار قرار گیرد.

نمونه‌های موفق در رسانه‌هایی که به چنین رویکردی نزدیک شده‌اند، نشان داده‌اند که مخاطب ایرانی همچنان تشنه محتواهای عمیق، آموزشی و اثرگذار است. برنامه‌هایی که به موضوع خیانت، طلاق، اعتیاد، یا روابط پرخطر جوانان با رویکرد پیشگیرانه و مشاوره‌ای پرداخته‌اند، معمولاً بازخورد گسترده‌ای در میان مخاطبان داشته‌اند. این نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، مردم ایران به موضوعات جدی، اخلاقی و خانواده‌محور بی‌اعتنا نیستند؛ بلکه آن‌ها به رسانه‌ای نیاز دارند که دغدغه‌شان را بشناسد و بی‌قضاوت، صادقانه و کارشناسی با آن‌ها گفت‌وگو کند.

اما همه چیز فقط به رسانه‌های رسمی محدود نمی‌شود. رسانه‌های دیجیتال، صفحات شخصی فعالان اجتماعی، پادکست‌ها و کانال‌های اطلاع‌رسانی خانوادگی می‌توانند مکمل این مسیر باشند. آموزش سواد رسانه‌ای به والدین و نوجوانان، تولید محتواهای کوتاه، ساده و قابل‌فهم درباره مخاطرات فضای مجازی، روش‌های ارتقاء گفت‌وگو در خانواده، و حتی بررسی فقهی و حقوقی آسیب‌های نوپدید، باید در دستور کار رسانه‌ها، نهادهای فرهنگی و حتی مدارس قرار گیرد.

جامعه‌ای که رسانه‌های آن برای خانواده برنامه‌سازی نکنند، ناگزیر در برابر ناهنجاری‌های اخلاقی، منفعل و آسیب‌پذیر خواهد بود. افزایش پنهان روابط خارج از ازدواج، عادی‌سازی مفاهیمی چون فحشا یا خیانت، و بالا رفتن سن ازدواج، همگی نشان از تهدیدی ساختاری دارد که تنها با آموزش، گفت‌وگو و بازتعریف فرهنگی قابل مهار است.

رسانه، اگر مسئولیت‌پذیر باشد، می‌تواند اولین مدافع نهاد خانواده و اولین نیروی بازدارنده در برابر فساد اخلاقی باشد. برای رسیدن به این نقطه، باید از انفعال عبور کرد، از سطحی‌نگری فاصله گرفت و از جذابیت‌های ارزان‌قیمت رسانه‌ای چشم پوشید. جای سریال‌های سطحی و مسابقات بی‌هویت، باید تحلیل‌های خانوادگی، روایت‌های زندگی، مستندهای هشداردهنده و راهکارهای درمانی بیاید.

امنیت اجتماعی، در سطح کلان، از خانه آغاز می‌شود. خانه‌ای که دیوارهای آن نه با بلوک، بلکه با رسانه ساخته می‌شود. اگر رسانه‌ها، خانه را بازسازی کنند، جامعه ایمن‌تر خواهد شد. و اگر رسانه‌ها سکوت کنند، دیوارهای خانه، از درون فرو خواهد ریخت.

ارسال دیدگاه
0 دیدگاه

نظر شما در مورد این مطلب چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *